هلدینگ خدماتی درخواست خرید را با ایمیل میچرخاند. کارشناس نامه را برای مدیر واحد میفرستاد، او برای مالی، مالی برای معاون، و اگر مبلغ بالا بود برای مدیرعامل. سند بین صندوقهای ورودی میماند. یک بار درخواست سرور سه هفته پیش یک معاون ماند و کسی نفهمید، تا اینکه تأمینکننده مهلت قیمت را بست. جواب «فکر کنم فرستادم» بود.
بودجه هم در اکسل جدا بود. تأییدکننده عدد را در نامه میدید و نمیدانست این واحد چقدر از سقف ماه را خورده. پرداخت بعد از تأیید دوباره تایپ میشد در نرمافزار مالی. دو بار وارد کردن، دو جا برای غلط داشت.
درخواست با پیوست و مرکز هزینه ثبت میشود و از صف هر مرحله رد میشود، نه از ایمیل. کارشناس، مدیر واحد، مالی، معاون و در صورت عبور از سقف، مدیرعامل. هر تأیید زمان و توضیح دارد. اگر کسی مرخصی باشد، جانشین همان صف را میبیند و کار روی میز شخصی قفل نمیماند.
بودجه واحد کنار درخواست است. اگر از سقف بگذرد، مرحله مالی نمیتواند رد شود تا مدیر بودجه استثنا را بنویسد. سند پرداخت از روی درخواست تأییدشده ساخته میشود و عدد از ایمیل برداشته نمیشود. سه روز بیحرکت، یادآوری برای همان مرحله میرود.
کارشناس فناوری درخواست سرور را با پیشفاکتور ثبت میکند. مدیر واحد همان روز بودجه باقیمانده را میبیند و تأیید میکند. مالی تطبیق پیشفاکتور را مینویسد. چون مبلغ از سقف معاون گذشته، کار به صف مدیرعامل میرود. او دو روز بعد تأیید میکند و خرید سند را از همان درخواست میسازد.
کسی که ماه بعد میپرسد چرا این خرید انجام شد، رشته را از اول میخواند: کی فرستاد، کی بودجه را دید، کی استثنا نوشت. درخواست گمشده بین صندوقها جای خود را به صفی داده که میشود دید کجای آن ایستاده.
خرید سرور دیگر سه هفته در سکوت نماند. مهلت قیمت به خاطر گم شدن ایمیل از دست نرفت. پیگیری دستی کم شد، چون هر مرحله صاحب و زمان دارد.
هلدینگ هنوز تأیید چندمرحلهای دارد و باید داشته باشد. تفاوت این است که مرحلهها کاغذ و حافظه نیستند. پرداخت از همان سندی درمیآید که تأیید شده، نه از عددی که کسی دوباره تایپ کرده.