توزیع مواد غذایی سه سردخانه داشت و موجودی را با شمارش کارتن اداره میکرد. تاریخ انقضا روی کارتن بود، نه در سیستم. یک بار محموله ماست که دو هفته به انقضا داشت پشت محموله تازهتر ماند و وقتی جلو کشیده شد دیگر قابل فروش نبود. زیان را انباردار دید، خریدار هفته بعد.
دما هم در دفتر شیفت نوشته میشد. اگر سردخانه شماره دو شب از بازه خارج میشد، صبح کسی دفتر را ورق میزد یا نمیزد. موقع شکایت فروشگاه، شرکت نمیتوانست نشان بدهد آن بچ چه دمایی دیده. خروج هم هر کارتنی که دم دست بود، نه لزوماً آنکه زودتر رسیده.
کارت کالا برای هر بچ، تاریخ ورود، تاریخ انقضا و سردخانه را نگه میدارد. خروج پیشنهادش بچی است که زودتر میرسد به انقضا. انباردار میتواند خلاف آن بزند، ولی باید دلیل بنویسد. دمای هر سردخانه در همان روز روی محمولههای داخلش مینشیند.
گزارش، بچهایی را که تا هفت روز دیگر منقضی میشوند جلو میآورد تا فروش قبل از دورریز قیمت را عوض کند. شکایت فروشگاه به بچ وصل است و دمای ثبتشده همان روز کنارش است.
صبح محموله ماست به سردخانه دو میرسد. انباردار بچ، انقضا و دما را روی کارت میزند. ظهر سفارش فروشگاه از همان کالا میآید. سیستم بچی را پیشنهاد میکند که هشت روز به انقضا دارد، نه بچی که سه هفته مانده. حواله از همان بچ کم میکند.
شب دما از بازه خارج میشود و روی محمولههای همان سردخانه علامت میخورد. صبح مدیر آن علامت را میبیند، قبل از آنکه بار به فروشگاه برود. آخر هفته گزارش میگوید کدام کالا باید زودتر فروخته شود. دورریز ماست آن ماه از حدس خارج شد و عدد داشت.
خروج بهترتیب ورود عادت شد، چون سیستم بچ نزدیک به انقضا را خودش جلو میگذارد. زیان محموله جاانداخته تکرار نشد.
وقتی فروشگاه از یک بچ شکایت کرد، شرکت دمای همان شب را نشان داد. بحث از «یادمان نیست» شروع نشد. سه سردخانه هنوز جدا هستند، ولی تاریخ و دما روی کارت کالاست نه روی کارتن تنها.